تبليغاتX
شهیددکترسیدمحمدعلی حکیم

شهیددکترسیدمحمدعلی حکیم

زندگینامه شهید سید محمد علی حکیم به قلم فامیل و دوستان این شهید

بسم الله الرحمن الرحیم

لینک زیر حاوی تعدادی عکس از شهید سید محمد علی حکیم می باشد که امید است مورد استفاده قرار گیرد


http://www.4shared.com/dir/QkNCLRx5/sharing.html
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 15:37  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

خاطرات غیر قابل بازگشت

بسم الهی وربی (الهی و ربی من لی غیرک )

مدتی قبل از وجود چند نوار قدیمی مطلع شدم

بعد که پیگیر شدم وگوششون کردم ، نمی دونم چه حسی بهم دست داد ، آخه هیچ وقت انتظار چنین چیزی رو نداشتم

همه به شکل فوق العاده ای ساده ومخصوصا خودمونی بودن ، این صدا ها شاید برای خیلی ها چیزهای زیادی رو زنده کنن ، از جمله برای مامان خودم ، ولی برای من جالب ترین بخشش و یا به شکلی خواستنی ترین بخش اون قسمت هاییشه که دایی محمد علی داره از خودش و خاطره ی سفرش به هند می گه

دعا کنید زودتر اینجا امتحانام تموم شن

خیلی وقته که شیراز کارهای عقب مونده ای مخصوصا در خصوص کارای خونوادگی برام به وجود اومده ولی فرصت نشده که انجام بدم

فاصله بین این دو ترم وقت خوبیه تا شاید به این کارا برسم ، شاید هم از قبل این کارها یه عنایتی از شهد ابه من هم برسه وتونستم یه کارای بکنم که حتی خودمم انتظارشو ندارم !!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 4:24  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

بسم الله القاهر

چندی است به این می اندیشم که در این زمانه مانند آنان بودن چقدر می تواند سخت باشد ، نمی دانم آن زمان نیز اینگونه بوده است ، مسلما در هر زمانه ای مانند آنان بودن سخت خواهد بود ولی آیا در آن زمان نیز به اندازه حال دور از دسترس بوده است و وعده قلیلی مانند آنان به این مقام رسیدند ؟؟؟نمی دانم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 5:15  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

خبرهای جدید

بسم رب العزته والجلال

حتما اون پست رو که در خصوص سفر یه نفر به نام فرشته به هویزه بود رو خوندید

بعد از اینکه من با دکتر تلوری آشنا شدم ،از حضور ایشون در شهر یزد برای یه همایش آشنا شدم که اتفاقا خود من هم به اون همایش دعوت شده بودم ،

من اون موضوع رو براشون گفتم و بعد خودم رو معرفی کردم ، قرار بود ایشون هفته بعد دوباره به یزد بیان ومن هم برنامه ها داشتم که سفر ایشون کنسل شد

چندی پیش دوباره متوجه شدم که ایشون عازم یزد هستن وسمیناری دیگر دارن ، من هم از فرصت تمام استفاده رو کردم و بعد از مراجعه به ایشون اطلاعات خوبی به دست آوردم که بیشتر لینک بود به افرادی که اکثرا تهران هستن ومتاسفانه عده ای از افرادی هم که دارای خاطرات واطلاعات خوبی بودن ، در قید حیات نیستن

در اولین فرصت برنامم ، سفر به تهران و دیدار با این افراد خواهد بود انشا الله

و در پست های بعد اسم تعدادی از اونا رو می زارم تا اگر شما هم ازشون اطلاعاتی دارید به ما بدید

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 2:35  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

سالگردی دیگر ( 29 امین سالگرد حادثه هویزه )

دیروز سالگرد حادثه هویزه بود

من هم که ادعام می شه داشت یادم می رفت !

آره دروغ در هر موردی بده !

البته مخصوصا یه روز بعد اطلاع دادم ، آخه دیروزم یادم بود ولی ...

حالا دیگه  ...

من هنوز به این نتیجه که هیچی از داییم نمی دمنم اعتقا دارم

آخه مساله رو امنیتی کردیم وهیجی در موردشون نمی گیم ، آخه تا کی !!!

انشاالله روزی باشه که همه حقیقت رو با صدایی رسا بگن و البته همه حقیقت رو بگن !

یاد و خاطره  این شهدا گرامی باد

وانشا الله ما هم از پیروان واقعیشون قرار بگیریم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 3:9  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

خبرهای جدید

بسم رب العزته والجلال

حتما اون پست رو که در خصوص سفر یه نفر به نام فرشته به هویزه بود رو خوندید

بعد از اینکه من با دکتر تلوری آشنا شدم ،از حضور ایشون در شهر یزد برای یه همایش آشنا شدم که اتفاقا خود من هم به اون همایش دعوت شده بودم ،

من اون موضوع رو براشون گفتم و بعد خودم رو معرفی کردم ، قرار بود ایشون هفته بعد دوباره به یزد بیان ومن هم برنامه ها داشتم که سفر ایشون کنسل شد

چندی پیش دوباره متوجه شدم که ایشون عازم یزد هستن وسمیناری دیگر دارن ، من هم از فرصت تمام استفاده رو کردم و بعد از مراجعه به ایشون اطلاعات خوبی به دست آوردم که بیشتر لینک بود به افرادی که اکثرا تهران هستن ومتاسفانه عده ای از افرادی هم که دارای خاطرات واطلاعات خوبی بودن ، در قید حیات نیستن

در اولین فرصت برنامم ، سفر به تهران و دیدار با این افراد خواهد بود انشا الله

و در پست های بعد اسم تعدادی از اونا رو می زارم تا اگر شما هم ازشون اطلاعاتی دارید به ما بدید

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 3:2  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

بسم ربی

سلام از همین الان حق رو به شما می دم می گم درسته خیلی وقته که به روز نشدیم

ولی همشم تقصیر من که نیست شما خودتون قضاوت کنین  ، آخه یه نفری می شه هم اطلاعات جمع آوری کرد هم اسناد رو مرتب کرد وهم این وب رو گردوند

پس اگر پایه کمک کردن هستید تو نظرات ،نظر بذارید

راستی خبرای خوبی دارم این چند روزه هر روز آن می شم و وب رو به روز می کنم


+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 2:45  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

بسم رب الشهدایی که نور چراغ هدایتند

 مدتی بود در دانشگاه و مخصوصا در جمع ( به قول خودمون ) بچه بسیجی ها  رخوتی ایجاد شده بود ،

مخصوصا برنامه ی  زیارت عاشورایی که هر هفته ها دوشنبه از زمان تدفین شهدا  برگزار می شد  به نظر می رسید  دیگه شور قبلا  رو نداره T با  اینکه 8 سال از برگزاریش می گذره ، ولی به نظر می رسه دچار یکنواختی شده

 تصمیم گرفتیم با کمک شهدای گمنام  و مخصوصا شهدای دانشگاهمون و با کمک سیره شهدا برنامه ای  رو اقتباس کنیم و سعی در برگزاریش  داشته باشیم ، که هم تاثیر گذار باشه هم بتونه جو دانشگاه روعوض کنه ، یاد خاطرات دوستان از داییی محمد علی افتادم بی درنگ  برنامه ی دعای عهد را  با  مسئول  بسیج دانشگاه  درمیون گذاشتم  و با ذکر این مساله که اگر شما هم کمک نکنید ما خودمون این برنامه  رو  برگزار می کنیم ، جدیت خودمون رو نشون دادم .

الحمدلله بعد از موافقت شوررای به اصطلاح فرهنگی دانشگاه ، ما دست به کار شدیم . یه تیم سه نفره هر روز صبح از 1/29 /88 تا 6/ 3 /88  شروع کردیم 7:30 صبح شروع می کردیم به آماده سازی وسایل ولوازم ،و 7:40 دعا رو شروع می کردیم

 می دونم اگه نظر داییی و راهنمایی هاشون نبود این برنامه رونق  نمی گرفت آخه تو خاطرات دوستاشون داریم که هر روز بعد از نماز دعای عهد امام زمان (عج ) را زمزمه می کردند و همیشه تاکید زیادی روی بخش « والمستشهدین بن یدیه  »  داشتند آخه اگر نظر خود شهدا نبود برنامه با این رونق هیچ وقت به این شکل شروع ،ادامه و پایان پیدا نمی کرد مخصوصا بخش هایی از برنامه خیلی تاثیر  گذار بود بخش دلنوشته هایت را به آقا بگو ...  یا یک عاشقانه ی عاشقانه  خیلی بخش های  جالبی بودن که انشاء الله شرح مبسوطش رو گزارش می دم  ولی کمک 8 شهید گمنام  دانشگاه مون و نظر خاصه ی داییی محمد علی رو احساس می کردم  مخصوصا برای اختتامیه که تصمیم گرفتیم در شب جمعه  ی آخر ،  برنامه ی دعای کمیل بگیریم ،  جمعیت فوق العاد ه بود و کارهای ما  هم  طبق معمول دیر شده بود  ولی به همه ی  یاری خود آقا وکمک شهدا به  همه ی کارها سر وقت  رسیدیم   .

می خواستم بگم در همه ی کار ها از ابتدا برای ایده ، طرح مسئله ، اجرا واختتامیه  با ما بودند وحضورشون رو احساس کردیم

پندار ما این است كه ما ماندهایم و شهدا رفتهاند، اما حقیقت آن است كه زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند..

 التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 3:45  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

بسم الله النور

باسلام وتبریک سال جدید وآرزوی سالی سرشار از موفقیت وبهروزی در پناه حصرت حق مدتی بود در جست و جوی فتو بلاگی بودیم تا عکس های شهید رو بزاریم البته این به این معنی نیست که ازاین به بعد از عکس های ایشون در وبلاگ استفاده نخواهد شدویا عکس های دیگری وجود ندارد ، از این به بعد می توانید منتظر عکس های جدید، هم در این وبلاگ وهم در وبلاگ زیر باشید

http://ssmohamadalihakim.multiply.com/photos

التماس دعا

هیت تحریریه وبلاگ شهید دکتر سید محمد علی حکیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 21:29  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  | 

واینک خیابان نادری !

و اینک خیابا ن نادری

شهرهای ایران ٬ خیابان هاب ایران ٬و کوچه های ایران ٬همه و همه یادآور نام و خاطره ی دلاورانی هستند که هر کدام با جان خیش از این میهن ٬ و از همین خیابان ها و کوچه ها٬ و از همین شهر ها و روستاها دفاع کردند  و هر بار نشان دادند هرگاه این ملت شاهد هجوم نیگانه باشد با خون خویش از وطن دفاع می کنند واین بار نیز... ٬این بار هم ملتی را به دشمن نشان دادند که هرگاه دشمن هجمه ی خود را به این کشور وارد داشته ٬برای پایداری دین و کشور و ملت خود ٬با غرور وایثار از جان و تن خود می گذرند تا ایران بماند 

این بار نوبت خوزستان بود ٬٬ تا از این آزمایش همانند سایر مناطق این خاک سر بلند بیرون بیاید و جوانان خوزستانی علل خصوص٬ آزمون سختی داشتند و این جوانان بودند که باید پیشاپیش  سایر جوانان این مرز و بوم نشان غیرت خود را بر تن بیگانه به جای بگذارند واین نشان غیرت با خون سرخ آنان رنگ گرفته بود

آنان زندگی دنیوی را به شهادت و جاودانگی فروختند  ٬ تا مصداق این آیه ی شریفه باشند که «خداوند از مومنان ٬ جان ها و اموالشان را خریداری کرد ٬که بهشت برای آنان باشد (که) در راه خدا پیکار می کنند ٬می کشند وکشته می شوند این و عده ی حقی است»! آری آنان مومنانه جنگیدند و شهید شدند و اینک حی اند ٬نه فقط نامشان که همینک در جای جای شهر های عزیز میهن پر افتخارمان همچون ستارگانی می در خشند بلکه « در نزد خدا روزی می خورند » که این سخن خود اوست  « وچه کسی از خدا به عهدش وفادارترست »

در جای جای شهر عزیز اهواز که قدم می نهی نام نیک همین شهدا را می بینی و اما از خیابان نادری که می گذری ٬ چهره ی پر فروغ سردار پاسدار شهید دکتر سید محمد علی  حکیم را می بینی که او نیز آنچنان در هویزه جنگید و مقاومت کرد که هنوز نیز در دشت هویزه همچو ستاره ای پرنور می دزخشد و باقی است ٬که او اگرچه برای ما مفقودالاثر است ٬ ولی جایگاه ابدی اش معلوم ومشخص است و با آنکه حدود ۳۰ سال ازآن واقعه می گذرد با بدن خود همچو سایر همرزمانش که دیواری مقاوم در مقابل تانک های عراقی قرار داده بودند و البته آن دیوار توسط تانک های بعثی زیر گرفته شد وقطعه قطعه شد!٬ هنوز نیز به کسی ننمایانیده اند و مظلومانه زیر شنی های خشم فروخرده ی دشمن با خون خود دشت هویزه را آبیاری کردند

او نیز همچون سایر یاران ودوستان وهمرزمانش در هویزه در خاطره ها باقی می ماند ٬ اما طرح او شاید باید تا ابد بر دیوار خیابان نادری ٬یادآوری باشد برای همه ی ما ٬ که باید همچون او پاسداشت و ادامه دهنده ی زحمات واز خودگذشتگی ها وفعالیت های آنان باشیم برای دفاع از این انقلاب وحفظ ودوام وپاسداری از ارزش هایی که آنان مردانه در جنگ آفریدند

 

                          یادشان گرامی  و راهشان پر رهرو             

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 1:11  توسط شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید)  |