تبليغاتX
" شهدا در قهقه ی مستانه ی شان و شادی وصلشان عندربهم یرزقونند " شهیددکترسیدمحمدعلی حکیم

ادامه مطلب
+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 3:9 |

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 0:15 |

دشت سرخ

از آغاز مرحله دوم عمليات مدتي مي‌گذشت و بيشتر ياران پرواز كرده، حالا فقط حسين بود ، قدوسي و حكيم با شش موشك. تانكها هر لحظه نزديكتر مي‌شدند و ديوانه‌وار شليك مي‌كردند. تعداد سنگرها زياد بود عراقيها نمي‌دانستند آنها چند نفرند و در كدام سنگر موضع گرفته‌اند. دو تانك همزمان جلو آمدند، حسين با نگاه به قدوسي اشاره كرد كه همراه با او شليك كند و صبر كرد تا تانكها نزديكتر بيايند. كلاهك تانك را نشانه گرفت و ماشه را چكاند. اما صدايي از سنگر قدوسي نيامد. پيكر او در انبوهي از دود و غبار گم شده بود. حسين چفيه را به صورت نوراني قدوسي كشيد، تنها موشك او را برداشت و به سنگر خود بازگشت. از دور حكيم را ديد كه موشك‌انداز و دو موشكي را كه برايش مانده بود، برداشته، ازسنگر بيرون رفت. اين بار تانكها شدت آتش را بيشتر كردند اما هنوز نمي‌دانستند چند نفر (رزمنده) دفاع از سنگرها را برعهده دارند چون آنها هر بار از يك سنگر شليك مي‌كردند. لوله تانك كمينگاه حكيم را نشانه گرفت و موج انفجار او را به هوا پرتاب كرد. حالا تنها حسين مانده بود و تانكهايي كه هر لحظه پيش مي‌آمدند. آخرين موشك را در موشك‌انداز گذاشت و همان تانكي كه حكيم را به شهادت رسانده بود، و از همه پيشتر مي‌آمد، نشانه گرفت. آتش دود از تانك بلند شد. اما تانك بعدي متوجه حسين گشته و به سمت او شليك كرد. پيكر او به آسمان رفت و روحش را به آسمانيان تقديم كرد. سكوت هويزه را فرا گرفت و شب به پابوسي دلير مردان دشت سرخ آمد

به نق از:

http://www.sobh.org/shohada/Defaa/khatereh.asp?id=848

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 و ساعت 11:17 |

فرارسیدن ربیع الاول ماه سراسر نور و سرور ولادت ختم المرسلین پیامبر رحمت و مهربانی و بهانه خلقت-حضرت محمد مصطفی(ص)-بر مسلمانان مبارک.

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 22:51 |
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا المرتضی

شهادت امام رضا(ع) بر شیعیان و بویژه ایرانیان شیعه تسلیت باد.

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 1:41 |
السلام علیک یا رسول الله

فرا رسیدن ۲۸ صفر سالروز رحلت جانسوز پیامبر رحمت حضرت محمد(ص) و امام حسن مجتبی(ع) بر مسلمین تسلیت باد.

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در شنبه هجدهم اسفند 1386 و ساعت 1:28 |
 

بسم رب الشهداء و الصدیقین

              درد و شکوه خانواده های شهدا کم نیست.هر چند که پس از دفاع مقدس عده ای در صدد مصادره آن برآمدند و می خواستند و می خواهند هر چه بوده و نبوده را به نام و کام خود تمام کنند.دنیا   طلبانی  که خود نقش چندانی نداشتند و به واسطه احیانا اعضای خانواده شهید شده شان به نان و نوایی رسیده اند اما خدا خود میداند که نه آن شهیدان برای دنیایشان به جبهه رفتند و شهید شدند و نه این سوء استفاده کنندگان کمترین اعتقاد قلبی به این راه و این آرمان دارند که اگر داشتند  اولا خود در موقع خطر کاری می کردند و ثانیا خون شهیدشان را منبع درآمد و پیشرفت دنیای خود قرار نمی دادند.

 خانواده شهید سید محمد علی حکیم  از آن گروه معدود از خانواده های شهدا نیستند که نانشان را با خون شهیدشان لذیذ کنند. آنان پس از شهادت عزیزشان برخلاف بعضی دیگر سکوت اختیار کردند و از درون سوختند در بوق و کرنا نکردند که ای اهل عالم شهید ما چنین و چنان بود چنین و چنان کرد اصلا او بود که .... و چنین چرندیاتی که شنیده میشود از بعضی که اینگونه خود را به جایگاههایی رسانده اند. پدر و مادر شهید در فراق فرزند رشیدشان سوختند اما دم بر نیاوردند که مبادا در پیشگاه الهی مرتکب ریا و سو ء استفاده شده باشند.  

                                                                                                          والعاقبت للمتقین

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در جمعه هفدهم اسفند 1386 و ساعت 20:59 |
با سلام

شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصلشان عندربهم یرزقونند. (امام خمینی(ره))         ))

 

     به اطلاع کلیه مراجعین محترم و عزیزانی که علاقه مند به ارسال مطلبی و یا خاطره در مورد شهید دکتر سید محمد علی حکیم  می باشند می رساند  می توانند مطالب خو د را در قسمت نظرات گذاشته و یا به پست الکترونیکی این وبلاگ به آدرس   ssmohamadalihakim@gmail.com  ارسال نمایید

با تشکر

هیت تحریریه  وبلاگ تخصصی شهید دکتر سید محمد علی حکیم

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 و ساعت 20:51 |
 Click for Full Size View

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 20:30 |

هویزه:

شهر هویزه در 10 كیلومتری جنوب غربی سوسنگرد، مركز یكی از بخش های دشت آزادگان است. دشمن در آغاز جنگ با اشغال شمال و شرق هویزه، عملا آن را محاصره كرد. در عملیات هویزه در 15/10/59 رزمندگان از این منطقه نفوذ كردند و به محل استقرار دشمن در جنوب كرخه كور هجوم بردند و 800 نیروی عراقی را اسیر كردند كه این تعداد تا آن روز جنگ بی سابقه بود. اما با شروع پاتك های دشمن، نیروهای خط مقدم عملیات كه گروهی از پاسداران هویزه، حمیدیه و اهواز و گروهی از دانشجویان پیرو خط امام بودند، در محاصره قرار گرفتند و تعدادی از آنان از جمله شهید سید محمد علی حکیم به شهادت رسیدند. در طی عملیات بیت المقدس (اردیبهشت 61) منطقه هویزه آزاد شده و پیكر عزیر این شهدا در مكانی كه امروز به عنوان یادمان شهدای هویزه میزبان زایرین می باشد، كشف شد.

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 12:22 |

شهدای هویزه :


در آذر 1359 ه ش پس از شکست بیش از دو گردان از نیروهای عراقی در جنوب سوسنگرد ، به همت رزمندگان اسلام ، یک گروهان از رزمندگان سپاه اسلام به منظور محافظت از شهر هویزه از سوسنگرد به این شهر اعزام شد . افراد این گروهان پس از رسیدن به منطقه و استقرار، عهده دار حفاظت از جنوب تا جنوب غربی شهر هویزه شدند . نیروهای عراقی در این منطقه متشکل از چندین تانک تی 62 ، تی 55 ، موشکهای زمین به زمین و امکانات نظامی پیشرفته و بیش از شش هزار نفر پیاده بودند . نیروهای دشمن بعثی در آغاز هجوم سراسری خود ، ظرف 48 ساعت از محورهویزه تا کرخه پیشروی کرده و در امتداد آن مستقر شده بودند ، به طوری که فاصله آنها از هویزه از ده کیلومتر تجاوز نمی کرد . دو هفته قبل از این که عملیات رزمندگان اسلام علیه رژیم بعثی در این منطقه انجام گیرد بنی صدر دستور خروج نیروهای بسیج و پاسدار را از هویزه صادر کرد و دستور داد که در سوسنگرد مستقر شوند . این دستور با مخالفت های جدی روبرو شد . پس از تماس با حضرت آیت الله خامنه ای ، دستور بنی صدر لغو شد و پاسداران در هویزه باقی ماندند . یک هفته بعد تصمیم بر آن شد که از محور هویزه ، سوسنگرد حمله انجام گیرد . این عملیات به عنوان عملیات همکاری دو نیروی ارتشی و سپاهی در تاریخ دفاع مقدس ثبت شده است . در چنین روزی در پانزدهم دی سال 1359 ه ش عملیات آغاز شد . در این عملیات دو تیپ از لشکر 16 زرهی قزوین ، یک تیپ از لشکر 92 زرهی اهوازو دو گردان از سپاه پاسداران شرکت داشتند . از جمله اهداف این عملیات پاکسازی شمال و جنوب کرخه کور از وجود نیروهای بعثی ، آزاد سازی پادگان حمید و منطقه جفیر بود . رزمندگان اسلام در این روز با پیشروی و تصرف مرزهای کرخه و حاج بدر قصد پیشروی به سوی پادگان حمید را داشتند اما به دلیل نرسیدن مهمات قرار شد که عملیات روز شانزدهم دی انجام گیرد . در روز شانزدهم دی 1359 دشمن به انجام یک پاتک سنگین دست زد و رزمندگان را زیر گلوله باران و آتش سنگین خود قرار دادند . در این ضد حمله بیش از یکصد تن از پاسداران و دانشجویان پیرو خط امام شهید و مفقود الاثر شدند . در پی این حادثه نیروهای دشمن هویزه را به اشغال خود در آوردند . به همین مناسبت و به سبب شدت فاجعه، ماجرای این روز را کربلای هویزه نام نهادند. پادگان حمید و نواحی جفیر، حسینیه و هویزه سرانجام 2سال بعد درسال1361شمسی با اجرای عملیات بیت المقدس ازلوث وجود دشمن پاک شد.

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 12:14 |
حرم شهدای مظلوم هویزه با دریافت شماره ثبت ملی 120 در ردیف آثار ملی ‏دفاع مقدس کشور قرار گرفت.‏ به گزارش خبرگزاری شبستان از اهواز، سرهنگ پاسدار حسین عشقی فرمانده قرارگاه ‏حفظ و آثار سرزمینی دفاع مقدس خوزستان با اعلام این خبر گفت: یادمان شهدای هویزه ‏در محل شهادت جمعی از شهیدان عملیات نصر در 25 کیلومتری شرق هویزه و 35 ‏کیلومتری جنوب سوسنگرد واقع شده است.‏

وی افزود: در 16 دی ماه سال 1359 جمعی از دانشجویان پیرو خط امام و مردم منطقه با ‏اسلحه اندک و با دلی مالامال از ارادت و توکل به خداوند به صورت نیروی پیاده و به ‏فرماندهی دانشجوی شهید سردار حسین علم الهدی و با پشتیبانی تانک ها و توپخانه ‏ارتش، عملیات علیه دشمن بعثی را آغاز كردند و در همان ساعات اولیه عملیات ضربات سختی را ‏به دشمن متجاوز وارد نمودند.‏

وی اضافه کرد: دشمن در عصر همان روز با سازمان دهی مجدد نیروهای خود دست به ‏عملیات زد و در یک درگیری شدید با تانک به مقابله با نیروهای شهادت طلب دانشجو ‏رفت و منجر به شهادت حسین علم الهدی و تعدادی از همرزمان دانشجویش شد.‏

عشقی اظهار داشت: پس از حماسه آزادسازی هویزه در 18 ماه بعد پیکرهای مطهر شهدای ‏عملیات نصر (دانشجویان پیرو خط امام) در محل کشف و در همان محل به خاک سپرده ‏شد.‏

وی تصریح کرد: جهادگران جهادسازندگی در سال 1365 در کنار قبور شهدا حرم این ‏دلیرمردان را بنا نهادند و اکنون حرم شهیدان مظلوم هویزه همه ساله میلیون ها زائر ‏سرزمین نور را بویژه از اقشار دانشجو و دانش آموز به سوی خود می کشاند و هر سال ‏در سالروز حماسه این شهیدان با حضور دانشجویان سراسر کشور یادواره شهدای دانشجو ‏برگزار می شود.‏

گفتنی است: زیباترین تعبیر در مورد این مکان را دانشجویی اینچنین به یادگار نوشته که ‏حرم شهیدان مظلوم هویزه بزرگترین دانشگاه انسان سازی است و در این دانشگاه مردان ‏خدا در کلاس های ایثار حسینی آسمانی شدند.‏
+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 و ساعت 12:1 |

بسم رب الشهدا و صدقین

اربعین سید و سالار شهیدان و هفتاد و دو تن از یاران با وفایشان بر شما و همه عاشقان اهل بیت تسلیت و تعزیت باد

هیئت تحریریه وبلاگ شهید سید محمد علی حکیم

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 9:31 |

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 9:27 |

زندگينامه شهيد سيدمحمدعلي حكيم

دانشجوي رشته پزشكي

 راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر. سخن از شهيدي است كه در ياري انقلاب سر از پا نمي‌شناخت. و به وجه ا… مي‌نگريست و دعاهاي خالصانه‌اش همچون دعاي گوشه نشينان بلاگردان بود. شهيد سيدمحمدعلي حكيم در سال 1338 هجري شمسي در خانواده‌اي مذهبي در اهواز متولد شد و در دامان اعتقاد به اسلام و روحانيت پرورش يافت. شهيد از هوش سرشاري برخوردار بود و در دوران دبستان و دبيرستان از شاگردان ممتاز محسوب مي‌شد. در سالهاي اول و دوم دبيرستان بود كه وارد جريانات سياسي شد و بهمراه دوستانش از جمله شهيد حسين علم الهدا به فعاليت بر عليه رژيم شاه پرداخت. ايشان در همان اوان با انجمن دانشوران ارتباط برقرار كرد.

 بسياري از كسانيكه در آن انجمن فعاليت داشتند بعداً گروههاي اسلامي مانند گروه منصورون و موحدين را تشكيل دادند كه بطور مسلحانه برعليه رژيم طاغوت به مبارزه برخاستند. شهيد حكيم قبل از انقلاب و در همان دوران دبيرستان بطور مرتب به مسجد جزايري اهواز كه كانون مبارزه برعليه رژيم شاه بود رفت و شد داشت و در ارتباط نزديك با حضرت آيت ا… موسوي جزايري فعاليت مي‌كرد شهيدمحمدعلي‌حكيم در مسجد جزايري با جوانان پرشور بسياري آشنا شد كه اكثر آنها بعداً در جبهه هاي جنگ به فيض شهادت نائل آمدند. ايشان چندين بار از طرف ساواك مورد آزار و اذيت قرار گرفت اما با وجود كمي سن اين اقدامات خللي در عزم راسخش بوجود نياورد.

 شهيد محمدعلي حكيم در سال 1356 با معدل 5/18 ديپلم گرفت و در همان سال در رشته پزشكي دانشگاه اهواز قبول شد. ايشان بعد از ورود به دانشگاه در كنار خواندن درس با دانشجويان مسلمان دانشگاه ارتباط برقرار نمود و در جريان اعتصابات و تظاهرات و جريانات انقلاب شهر اهواز نقش بسزائي داشت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي برهبري امام خميني با سپاه پاسداران همكاري داشت و بسياري از شبها را نگهباني مي‌داد و در سركوب نيروهاي ضدانقلاب شركت فعال داشت. ايشان بعلاوه در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اهواز عضويت‌داشت‌وبانيروهاي چپ‌ومنافق دانشگاه سرسازش‌نداشت. شهيدمحمدعلي حكيم ازعناصراصلي حزب‌جمهوري‌اسلامي‌اهواز بود و هميشه در خط روحانيت حركت ميكرد. ايشان ملي گراها و بني صدر را براي انقلاب مضر قلمداد مي‌كرد. انقلاب فرهنگي در دانشگاه خواسته قلبي او بود و در جريان انقلاب فرهنگي دانشگاه اهواز نقش داشت.

 بعد از انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها به فعاليت در نهادهاي مختلف انقلاب بخصوص سپاه ادامه داد. با شروع جنگ تحميلي بهمراه دوستانش به جنگ با نيروهاي بعث عراق در كنار دروازه هاي شهر اهواز پرداخت و در عملياتهاي چريكي شركت مي‌نمود. شهيد سيد محمدعلي حكيم بهمراه دوستش شهيد حسين علم الهدا در عمليات هويزه شركت مي‌كند كه توسط نيروهاي بعثي محاصره و در تاريخ 17/10/59 به درجه رفيع شهادت نائل مي‌آيد. ويژگي بارز شهيد سيدمحمدعلي حكيم كه در سراسر زندگيش بچشم مي‌خورد فعاليت و حركت مخلصانه و بدون وقفه در راه خدا و اسلام و امام بود كه تا زمان شهادت لحظه‌اي از اين جنب و جوش باز نايستاد. آيت‌ا… موسوي جزايري امام جمعه اهواز راجع به محمدعلي حكيم خاطره‌اي را اينگونه تعريف نمودند: «3-2 روز قبل از انجام عمليات هويزه در سال 59 بود كه شهيد محمدعلي حكيم آمدند پيش بنده و تا پاسي از نيمه شب هم ماند و دائم طلب حلاليت مي‌نمود به او گفتم چرا اين حرف ها را مي‌زنيد خداوند شما را براي اسلام حفظ كند ولي او دائم اصرار داشت و مي‌خواست وداع نمايد من هم بناچار با او وداع كردم و چند روز بعد از عمليات كه ايشان به اتفاق 70 نفر ديگر مفقودالاثر و در واقع شهيد شدند شنيدم كه شهيد حكيم در آن شبي كه پيش من آمده قبل و بعد از آن هم پيش دوستان ديگر خود رفته و حلاليت طلبيده و وداع نموده است، شايد به او الهام شده بود كه شهيد مي‌شود.» او عاشق اسلام و امام بود بطوريكه بسيار بدش مي‌آمد شخصي نام مبارك ايشان را بدون لفظ امام بكار برد. نسبت به استفاده از اموال بيت المال بسيار حساس بود و ماهها بدون اينكه هيچگونه چشمداشتي داشته باشد در سپاه و ساير نهادها فعاليت مي‌كرد. هرگاه قولي مي‌داد عمل مي‌كرد و هرگز حتي به شوخي دروغ نمي‌گفت ايشان به نماز اول وقت كه به جماعت خوانده شود اهميت زياد مي‌داد. براي نماز جمعه ارزش ويژه قائل بود و نماز صبح را اول وقت مي‌خواند و بعد از خواندن نماز، ادعيه و اذكار بسيار از جمله دعاي عهد را مي‌خواند و در عمل به احكام رساله بسيار سختگير بود. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. آنانكه ره عشق گزيدند همه در كوي شهادت آرميدند همه

 

 وصيت نامه پاسدار شهيد محمدعلي حكيم

 بسم ا… الرحمن الرحيم

رب زدني علما و عملاً و ايماناً و الحقني باالصالحين اللهم ابقني خيرالبقاء وافني خيرالفناء علي مولا اوليائك و عدا و اعدائك

 در مسلخ عشـق جز نكو را نكشنـد

 روبه صفتان زشت خو را نكشند

 گر عاشق صادقي ز كشتن مهراس

 مردار بود هر آنكه او را نشكند

 تاريخ انسان هميشه صحنه مبارزه حق با باطل بوده و اين سنت الهي است كه حق هميشه پيروز مي‌گردد حال باطل بهر شكلي كه مي‌خواهد دربيابد مهم نيست. پس اگر ادعاي حقانيت داريم هيچگونه بيمي به خود راه ندهيم كه «نصرمن الله و فتح قريب» ولي اين سخن را از زبان بلكه از عمق دل يك برادر بپذيريد كه حق در هر زمان ميزاني دارد و ميزان آن در اين زمان اولي الامر زمان، حضرت امام خميني روحي له الفدا مي‌باشد. پس هر چه بيشتر دستورات اين پيرمردي كه در شجاعت و جسارت و نيز رنج كشيدن چون علي و در پاكي چون محمد (ص) و در صبر و پايداري و بزرگواري چون ايوب است به جان و دل پذيرفته و عمل نمائيم (اللهم وفقنا طاعه اولي الامر زماننا) بعنوان وصيت نامه چه مي‌توانم بنويسم جز التماس دعا از كساني كه پيرو خط سرخ شهادت هستند كه خداوند مرا شهيد بميراند زيرا اگرچه يأس از رحمت، گناه بزرگي است، اينقدر گناه در زندگي ام كرده‌ام كه تنها راه بخشيده شدن گناهانم را فقط و فقط در شهادت في سبيل ا… مي‌بينم و آنقدر خود را در نزد خداوند خجل و روسياه مي‌دانم كه در روز جزا جز بصورت يك شهيد بهيچ صورتي قادر به حضور در برابرش نيستم. پس از همه التماس دعا دارم. و شما اي پدر و مادر عزيزم سلام عليكم بما صبرتم اميدوارم كه اگر تاكنون از من راضي نبوده‌ايد اين بار خواهش مرا پذيرفته و از من راضي شويد و از خداوند براي من طلب آمرزش كنيد (زيرا خيلي گناهكارم). و خداوند دعاي پدر و مادر را در حق فرزند استجابت مي‌كند. و از شما خواهش مي‌كنم كه در عقيده خود هيچ تغييري ندهيد زيرا كه اين كار در نزد خداوند مجازات شديدي دارد. سلام مرا به خواهران و برادرانم برسانيد و به آنها بگوئيد كه ميدان را خالي نكنند. بار ديگر از شما تقاضاي رضايت مي‌كنم، از همه دوستان و برادراني كه آنها را آزار كرده‌ام نيز طلب بخشش و گذشت و نيز التماس دعا دارم. اگر بدهي به كسي دارم مادر و پدر عزيزم بپردازند. اگر طلبي نيز دارم به بدهكاران بخشيدم. كتابها و بقيه چيزهايم را به برادر عزيزم* امير علم بدهيد.

 الهم احشر نامع النبين و الصدقين و الشهداء و الصالحين.

 ضمناً دو ماه نماز و پانزده روز روزه بدهكارم.

خداحافظ- التماس دعا

 هويزه- محمدعلي حكيم

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 21:49 |