تبليغاتX
" شهدا در قهقه ی مستانه ی شان و شادی وصلشان عندربهم یرزقونند " شهیددکترسیدمحمدعلی حکیم
و اینک خیابا ن نادری

شهرهای ایران ٬ خیابان هاب ایران ٬و کوچه های ایران ٬همه و همه یادآور نام و خاطره ی دلاورانی هستند که هر کدام با جان خیش از این میهن ٬ و از همین خیابان ها و کوچه ها٬ و از همین شهر ها و روستاها دفاع کردند  و هر بار نشان دادند هرگاه این ملت شاهد هجوم نیگانه باشد با خون خویش از وطن دفاع می کنند واین بار نیز... ٬این بار هم ملتی را به دشمن نشان دادند که هرگاه دشمن هجمه ی خود را به این کشور وارد داشته ٬برای پایداری دین و کشور و ملت خود ٬با غرور وایثار از جان و تن خود می گذرند تا ایران بماند 

این بار نوبت خوزستان بود ٬٬ تا از این آزمایش همانند سایر مناطق این خاک سر بلند بیرون بیاید و جوانان خوزستانی علل خصوص٬ آزمون سختی داشتند و این جوانان بودند که باید پیشاپیش  سایر جوانان این مرز و بوم نشان غیرت خود را بر تن بیگانه به جای بگذارند واین نشان غیرت با خون سرخ آنان رنگ گرفته بود

آنان زندگی دنیوی را به شهادت و جاودانگی فروختند  ٬ تا مصداق این آیه ی شریفه باشند که «خداوند از مومنان ٬ جان ها و اموالشان را خریداری کرد ٬که بهشت برای آنان باشد (که) در راه خدا پیکار می کنند ٬می کشند وکشته می شوند این و عده ی حقی است»! آری آنان مومنانه جنگیدند و شهید شدند و اینک حی اند ٬نه فقط نامشان که همینک در جای جای شهر های عزیز میهن پر افتخارمان همچون ستارگانی می در خشند بلکه « در نزد خدا روزی می خورند » که این سخن خود اوست  « وچه کسی از خدا به عهدش وفادارترست »

در جای جای شهر عزیز اهواز که قدم می نهی نام نیک همین شهدا را می بینی و اما از خیابان نادری که می گذری ٬ چهره ی پر فروغ سردار پاسدار شهید دکتر سید محمد علی  حکیم را می بینی که او نیز آنچنان در هویزه جنگید و مقاومت کرد که هنوز نیز در دشت هویزه همچو ستاره ای پرنور می دزخشد و باقی است ٬که او اگرچه برای ما مفقودالاثر است ٬ ولی جایگاه ابدی اش معلوم ومشخص است و با آنکه حدود ۳۰ سال ازآن واقعه می گذرد با بدن خود همچو سایر همرزمانش که دیواری مقاوم در مقابل تانک های عراقی قرار داده بودند و البته آن دیوار توسط تانک های بعثی زیر گرفته شد وقطعه قطعه شد!٬ هنوز نیز به کسی ننمایانیده اند و مظلومانه زیر شنی های خشم فروخرده ی دشمن با خون خود دشت هویزه را آبیاری کردند

او نیز همچون سایر یاران ودوستان وهمرزمانش در هویزه در خاطره ها باقی می ماند ٬ اما طرح او شاید باید تا ابد بر دیوار خیابان نادری ٬یادآوری باشد برای همه ی ما ٬ که باید همچون او پاسداشت و ادامه دهنده ی زحمات واز خودگذشتگی ها وفعالیت های آنان باشیم برای دفاع از این انقلاب وحفظ ودوام وپاسداری از ارزش هایی که آنان مردانه در جنگ آفریدند

 

                          یادشان گرامی  و راهشان پر رهرو             

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه نهم فروردین 1388 و ساعت 1:11 |

ادامه مطلب
+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 و ساعت 3:9 |

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در پنجشنبه نهم اسفند 1386 و ساعت 9:27 |

زندگينامه شهيد سيدمحمدعلي حكيم

دانشجوي رشته پزشكي

 راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر. سخن از شهيدي است كه در ياري انقلاب سر از پا نمي‌شناخت. و به وجه ا… مي‌نگريست و دعاهاي خالصانه‌اش همچون دعاي گوشه نشينان بلاگردان بود. شهيد سيدمحمدعلي حكيم در سال 1338 هجري شمسي در خانواده‌اي مذهبي در اهواز متولد شد و در دامان اعتقاد به اسلام و روحانيت پرورش يافت. شهيد از هوش سرشاري برخوردار بود و در دوران دبستان و دبيرستان از شاگردان ممتاز محسوب مي‌شد. در سالهاي اول و دوم دبيرستان بود كه وارد جريانات سياسي شد و بهمراه دوستانش از جمله شهيد حسين علم الهدا به فعاليت بر عليه رژيم شاه پرداخت. ايشان در همان اوان با انجمن دانشوران ارتباط برقرار كرد.

 بسياري از كسانيكه در آن انجمن فعاليت داشتند بعداً گروههاي اسلامي مانند گروه منصورون و موحدين را تشكيل دادند كه بطور مسلحانه برعليه رژيم طاغوت به مبارزه برخاستند. شهيد حكيم قبل از انقلاب و در همان دوران دبيرستان بطور مرتب به مسجد جزايري اهواز كه كانون مبارزه برعليه رژيم شاه بود رفت و شد داشت و در ارتباط نزديك با حضرت آيت ا… موسوي جزايري فعاليت مي‌كرد شهيدمحمدعلي‌حكيم در مسجد جزايري با جوانان پرشور بسياري آشنا شد كه اكثر آنها بعداً در جبهه هاي جنگ به فيض شهادت نائل آمدند. ايشان چندين بار از طرف ساواك مورد آزار و اذيت قرار گرفت اما با وجود كمي سن اين اقدامات خللي در عزم راسخش بوجود نياورد.

 شهيد محمدعلي حكيم در سال 1356 با معدل 5/18 ديپلم گرفت و در همان سال در رشته پزشكي دانشگاه اهواز قبول شد. ايشان بعد از ورود به دانشگاه در كنار خواندن درس با دانشجويان مسلمان دانشگاه ارتباط برقرار نمود و در جريان اعتصابات و تظاهرات و جريانات انقلاب شهر اهواز نقش بسزائي داشت. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي برهبري امام خميني با سپاه پاسداران همكاري داشت و بسياري از شبها را نگهباني مي‌داد و در سركوب نيروهاي ضدانقلاب شركت فعال داشت. ايشان بعلاوه در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اهواز عضويت‌داشت‌وبانيروهاي چپ‌ومنافق دانشگاه سرسازش‌نداشت. شهيدمحمدعلي حكيم ازعناصراصلي حزب‌جمهوري‌اسلامي‌اهواز بود و هميشه در خط روحانيت حركت ميكرد. ايشان ملي گراها و بني صدر را براي انقلاب مضر قلمداد مي‌كرد. انقلاب فرهنگي در دانشگاه خواسته قلبي او بود و در جريان انقلاب فرهنگي دانشگاه اهواز نقش داشت.

 بعد از انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها به فعاليت در نهادهاي مختلف انقلاب بخصوص سپاه ادامه داد. با شروع جنگ تحميلي بهمراه دوستانش به جنگ با نيروهاي بعث عراق در كنار دروازه هاي شهر اهواز پرداخت و در عملياتهاي چريكي شركت مي‌نمود. شهيد سيد محمدعلي حكيم بهمراه دوستش شهيد حسين علم الهدا در عمليات هويزه شركت مي‌كند كه توسط نيروهاي بعثي محاصره و در تاريخ 17/10/59 به درجه رفيع شهادت نائل مي‌آيد. ويژگي بارز شهيد سيدمحمدعلي حكيم كه در سراسر زندگيش بچشم مي‌خورد فعاليت و حركت مخلصانه و بدون وقفه در راه خدا و اسلام و امام بود كه تا زمان شهادت لحظه‌اي از اين جنب و جوش باز نايستاد. آيت‌ا… موسوي جزايري امام جمعه اهواز راجع به محمدعلي حكيم خاطره‌اي را اينگونه تعريف نمودند: «3-2 روز قبل از انجام عمليات هويزه در سال 59 بود كه شهيد محمدعلي حكيم آمدند پيش بنده و تا پاسي از نيمه شب هم ماند و دائم طلب حلاليت مي‌نمود به او گفتم چرا اين حرف ها را مي‌زنيد خداوند شما را براي اسلام حفظ كند ولي او دائم اصرار داشت و مي‌خواست وداع نمايد من هم بناچار با او وداع كردم و چند روز بعد از عمليات كه ايشان به اتفاق 70 نفر ديگر مفقودالاثر و در واقع شهيد شدند شنيدم كه شهيد حكيم در آن شبي كه پيش من آمده قبل و بعد از آن هم پيش دوستان ديگر خود رفته و حلاليت طلبيده و وداع نموده است، شايد به او الهام شده بود كه شهيد مي‌شود.» او عاشق اسلام و امام بود بطوريكه بسيار بدش مي‌آمد شخصي نام مبارك ايشان را بدون لفظ امام بكار برد. نسبت به استفاده از اموال بيت المال بسيار حساس بود و ماهها بدون اينكه هيچگونه چشمداشتي داشته باشد در سپاه و ساير نهادها فعاليت مي‌كرد. هرگاه قولي مي‌داد عمل مي‌كرد و هرگز حتي به شوخي دروغ نمي‌گفت ايشان به نماز اول وقت كه به جماعت خوانده شود اهميت زياد مي‌داد. براي نماز جمعه ارزش ويژه قائل بود و نماز صبح را اول وقت مي‌خواند و بعد از خواندن نماز، ادعيه و اذكار بسيار از جمله دعاي عهد را مي‌خواند و در عمل به احكام رساله بسيار سختگير بود. روحش شاد و راهش پر رهرو باد. آنانكه ره عشق گزيدند همه در كوي شهادت آرميدند همه

 

 وصيت نامه پاسدار شهيد محمدعلي حكيم

 بسم ا… الرحمن الرحيم

رب زدني علما و عملاً و ايماناً و الحقني باالصالحين اللهم ابقني خيرالبقاء وافني خيرالفناء علي مولا اوليائك و عدا و اعدائك

 در مسلخ عشـق جز نكو را نكشنـد

 روبه صفتان زشت خو را نكشند

 گر عاشق صادقي ز كشتن مهراس

 مردار بود هر آنكه او را نشكند

 تاريخ انسان هميشه صحنه مبارزه حق با باطل بوده و اين سنت الهي است كه حق هميشه پيروز مي‌گردد حال باطل بهر شكلي كه مي‌خواهد دربيابد مهم نيست. پس اگر ادعاي حقانيت داريم هيچگونه بيمي به خود راه ندهيم كه «نصرمن الله و فتح قريب» ولي اين سخن را از زبان بلكه از عمق دل يك برادر بپذيريد كه حق در هر زمان ميزاني دارد و ميزان آن در اين زمان اولي الامر زمان، حضرت امام خميني روحي له الفدا مي‌باشد. پس هر چه بيشتر دستورات اين پيرمردي كه در شجاعت و جسارت و نيز رنج كشيدن چون علي و در پاكي چون محمد (ص) و در صبر و پايداري و بزرگواري چون ايوب است به جان و دل پذيرفته و عمل نمائيم (اللهم وفقنا طاعه اولي الامر زماننا) بعنوان وصيت نامه چه مي‌توانم بنويسم جز التماس دعا از كساني كه پيرو خط سرخ شهادت هستند كه خداوند مرا شهيد بميراند زيرا اگرچه يأس از رحمت، گناه بزرگي است، اينقدر گناه در زندگي ام كرده‌ام كه تنها راه بخشيده شدن گناهانم را فقط و فقط در شهادت في سبيل ا… مي‌بينم و آنقدر خود را در نزد خداوند خجل و روسياه مي‌دانم كه در روز جزا جز بصورت يك شهيد بهيچ صورتي قادر به حضور در برابرش نيستم. پس از همه التماس دعا دارم. و شما اي پدر و مادر عزيزم سلام عليكم بما صبرتم اميدوارم كه اگر تاكنون از من راضي نبوده‌ايد اين بار خواهش مرا پذيرفته و از من راضي شويد و از خداوند براي من طلب آمرزش كنيد (زيرا خيلي گناهكارم). و خداوند دعاي پدر و مادر را در حق فرزند استجابت مي‌كند. و از شما خواهش مي‌كنم كه در عقيده خود هيچ تغييري ندهيد زيرا كه اين كار در نزد خداوند مجازات شديدي دارد. سلام مرا به خواهران و برادرانم برسانيد و به آنها بگوئيد كه ميدان را خالي نكنند. بار ديگر از شما تقاضاي رضايت مي‌كنم، از همه دوستان و برادراني كه آنها را آزار كرده‌ام نيز طلب بخشش و گذشت و نيز التماس دعا دارم. اگر بدهي به كسي دارم مادر و پدر عزيزم بپردازند. اگر طلبي نيز دارم به بدهكاران بخشيدم. كتابها و بقيه چيزهايم را به برادر عزيزم* امير علم بدهيد.

 الهم احشر نامع النبين و الصدقين و الشهداء و الصالحين.

 ضمناً دو ماه نماز و پانزده روز روزه بدهكارم.

خداحافظ- التماس دعا

 هويزه- محمدعلي حكيم

+ ذاکر شورای نویسندگان (بستگان وآشنایان شهید) در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 و ساعت 21:49 |